| ................................. | ||
|
اينجا سكوتي عشق را بازي گرفته بازي كه نه، حتي به ويراني گرفته گرچه صداي اشك را پروانه نشنيد دردي است در جسمش كه غمبادي گرفته رسم ستاره از گل و پروانه دور است اما نگاه هرسه سودايي گرفته موجي كه با زحمت به اين ساحل رسيده رنگ نگاهش را به معنايي گرفته ديگر چه گويم اين قلم را صبر بايد زخم زبانها در دلش جايي گرفته سحر |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 20:39 توسط سحر |
|
||
