| کجایی... | ||
|
کجایی ای همیشه مانده در یاد صدایت می کنم از عمق فریاد کجایی ای که جانم خاک پایت شراب عشق شد خال سیاهت کجایی ای نگار آخرینم بهشتم، معبدم، ای بهترینم کجایی آسمانها پر ز ابر است زمین در حسرت رویت غمین است کجایی اشکهایم رنگ خون است برایم انتظار شکل جنون است
سحر
|
||
|
2
نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 8:43 توسط سحر |
|
||
