| کاش | ||
|
کاش در عبور مهتاب ها دلي به لرزه نمي افتاد و در افق خورشید ها حس غريب بيکسي در دلي جاي نمي گرفت کاش ابر هاي سياه آسمون آبي چشمها رو تيره نمي کرد و نگاه کلاغها اوج تنهايي رو واسه کسي زنده نمي کرد کاش معني باهم بودن رو پاک و ساده حس مي کرديم و صداقت چشمها رو تو آيينه دلامون نگاه مي کرديم کاش وقتي قافله خستمون از اينجا عبور ميکنه،اونقدر سبک باشيم که نخواهيم بار سنگين نگاهي را به دوش بکشيم...
|
||
|
2
نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 10:5 توسط سحر |
|
||
