| بذار...... | ||
|
بذارهميشه عاشق صداي تو بمونم بذار کنار اين همه رنگ و ريا نمونم بذار بموني تو رگهام با نفسات بخونم بذار براي عشق تو جام هوس نمونم بذار تو باور چشمهات قصه نو بمونم بذار که از يک سفر هميشگي نخونم بذار تو پاييز دلت بهار سبز بمونم بذار تو اين جاده سخت يه بي رمق نمونم بذار تو اوج بي کسي فقط با تو بمونم بذار براي حرف دل بدون تو نمونم سحر
|
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1384ساعت 13:23 توسط سحر |
|
||
|
با اينکه ميدونم تو هم رفتني نه موندني يه چيزي تو دلم ميگه شايد بموني و نري اگه يه روز صدات نياد تو اين سکوت خستگي رنگ جنون ميگيره اين ديوارهاي دلواپسي وقتي صداي ناز تو به گوش من در ميزنه دل پر از خواهش من براي تو پر ميزنه تو مهربان تر از ياس گل شقايقم شدي ميون اين شبهاي تار ستاره دلم شدي ميخوام اينو خوب بدوني که هميشه کنارمي حتي اگه تو فصل گل پروانه پيشم نياري سحر
|
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم فروردین 1384ساعت 16:9 توسط سحر |
|
||
